چن زايتي
دانشكده مهندسي عمران، دانشگاه هيهاي، چين
مؤسسه فن آوري شاژو، چين
ترجمه کیان عباس نژادی، کارشناس عمران
ضمن تشکر از راهنمایی های ارزشمند آقای دکتر زمردیان
استفاده از این مقاله، با ذکر نام منبع بلامانع است
نتيجه گيري و پيش بيني ها
خصوصياتي از قبيل ذخيره ي سرمايه گذاري، ظرفيت باربري و ايمني بالا، باعث شده است كه سدهاي قوسي، مخصوصاً سدهاي بلند قوسي مورد توجه تمام كشورهاي جهان قرار گيرند. سدهاي قوسي به طور فزايندهاي بلندتر ساخته مي شوند و شالوده ها نيز به طورفزايندهاي پيچيده تر مي شوند. شرايط ژئولوژيكي پيچيده و متغير، به همراه تلفات سنگين در صورت تخريب سدهاي قوسي، دانشمندان را بر آن داشته تا به بررسي وحل مشكلات تكنيكي ساخت سدهاي قوسي بپردازند. شكافتن و تسليم شدن به دليل تنش موضعي بيش از حد پاسخ طبيعي هر سد قوسي مي باشد. بي شك قبل از تخريب سد قوسي، يك فرآيند شكافت و تسليم بوجود ميآيد و درطي اين فرآيند پتانسيل سد قوسي پايدار مانده و بنابراين كاركرد ايمن ادامه مييابد. بنابراين بررسي عملكرد و مكانيزم سدهاي قوسي در طي فرآيندي كه از تسليم موضعي مقاومت شروع و تا تخريب كامل سد به طول مي انجامد، بسيار لازم و ضروري است. در بعضي كشورها مانند چين معتقدند كه تئوري پايداري سازه بايد در طراحي سدهاي قوسي استفاده شود. با اين وجود، در ارزيابي حال حاضر، پايداري سدهاي قوسي به كمك تئوري پايداري، توابع و عملكردهاي انتخاب شده ي بيشتر بر اساس خصوصيات تخريبي مقاومت سدهاي قوسي بوده و آنچه در حال حاضر در حال بررسي مي باشد، همچنان پايداري موضعي است. يكي از مباحث عمده در مطالعات آينده چگونگي انتخاب متغيرهاي تصادفي به گونهاي است كه منعكس كننده ي حالت سيستم سد قوسي به عنوان متغيرهاي اصلي براي آناليز پايداري كلي سدهاي قوسي باشد. با وجود اينكه موفقيتهاي چشمگيري در زمينه ي بررسي پايداري لغزشي سدهاي قوسي در طول سطح تماس شالوده و همچنين در زمينه ي ناپايداري بدنه ي سنگي شانه ي سد به كمك تئوري پايداري جنبشي صورت پذيرفته است، اما اجزاء يك سد قوسي شامل بدنه وشانه سد و شالوده ي سنگي و تغيير شكل هايشان بر روي هم اثر متقابل گذاشته وجدا نشدني مي باشند. بنابراين در نظر گرفتن بدنه و شانه ي سد و شالوده ي سنگي به عنوان يك مجموعه ي واحد جهت بررسي مكانيزم خرابي سدهاي قوسي ارزش بررسي را داشته و يك معيار ناپايداري كلي را بدست داده وايمني كل سد را مشخص مي سازد. بدنه سدهاي قوسي و مصالح فونداسيون كه اغلب بتني، سنگي و خاكي ميباشند جزء مصالح با كشش پايين و يا غير كششي ميباشند. در حال حاضر، معيارهاي تسليم مور ـ كولمب و دراكر ـ پراگر و معيار چهار پارامتري به طور معمول مورد پذيرش مصالحي مانند مصالح سنگي ـ خاكي و بتني ميباشد. تفاوت عمدهاي بين نسبت هاي تنش ـ كرنش اندازه گيري شده سدهاي قوسي و روابط مذكور وجود دارد. از لحاظ اقتصادي اين موضوع عملي نمي باشد كه به طورنامحدودي نقاط اندازه گيري شالوده سد را براي بررسي مدل ساختماني مصالح افزايش دهيم. در عوض، بسيار واقع بينانه و منطقي است كه يك مدل ساختماني ازمصالح بر اساس اطلاعات اندازه گيري شده صريح به كمك فرآيند آناليز معكوس و يا تكنيك تطبيق شبكه ي عصبي بدست آوريم. به لطف خصوصياتي مانند مخارج پايين آزمايش كردن، غير تخريبي بودن و... تكنولوژي اندازه گيري مايكروويو و تكنولوژي بررسي ليزري، در ارزيابي ايمني سدهاي قوسي كاربردهاي وسيعي را پيدا كردهاند
اطلاعات نشان دهنده ي آن است كه كاربري بيش از30 درصد از سدهاي قوسي متناقض با كاربري هاي پيش بيني شده توسط الگوهاي طراحي است. در حين مطالعه ي ايمني طراحي سدهاي قوسي، لازم است كه بررسيها را معطوف به ايمني كاركرد واقعي سدهاي قوسي كنيم
براي جمع بندي، بررسيهاي صورت گرفته در زمينة ايمني كلي سدهاي قوسي ازبلوغ نهايي خود به دور بوده و تا زمان حاضر شاهد كمبود روش هاي عملي كه بر اساس تئوري هاي علمي و اقبال از سوي چرخه مهندسين سد باشد مي باشيم. انتظار مي رود تا همكاري هاي بيشتري در محيط هاي دانشگاهي و چرخه ي مهندسين سد براي تحقيقات و بررسي هاي بيشتر صورت پذيرد