Clock

Wednesday, April 27, 2011

یک طرفه به قاضی نروید

چندی پیش، یک نوشته ای گذاشته بودم با این موضوع: کشکی کشکی. حالا من اینجا یک قسمت کوتاهی از اون نوشته قبلی خودم رو میارم و بعدش میرم سر اصل مطلب.

[عرضم به حضور مبارکتون که] اگه کشک دم دستتون دارید (از اون کشک هایی که گرد هست و خشکه و باید بذاری توی لپت تا خیس بخوره). اگه از این کشک ها دارید، روزی یکی حتما بخورید، چون از سرطان جلوگیری میکنه.

با خوندن این چیزی که در مورد کشک گفتم، چی فکر کردید؟ اگه فورن به این فکر افتادید که حالا کشک از کجام بیارم! از اون تیپ آدمهایی هستید که برای القای یک ایده به مغزتون نیازی به کار تخصصی و سخت نیست، مثل [همه] مردم. اما اگه با خودتون اندیشیدید که این صحبت در مورد کشک رو، علی از کجاش درآورده؟! [مراجه کنید به متن کشکی کشکی تا کاملن در جریان قرار بگیریدکه علی دیگه کی هست این وسط] ما که همچین چیزی تا حالا نشنیده بودیم! چه دلیل علمی برای این ادعا وجود داره؟ آیا دانشگاه کمبریج مقاله داده؟ توی کدوم لابراتواری در موردش تحقیق شده؟ مقاله اش توی کدوم [ژورنال علمی] معتبری منتشر شده؟ - اگه این سوالها در ذهنتون ایجاد شده باشه، شما رو به راحتی نمیشه مورد برخورد ایده های نادرست، تحریف شده و بی منطق و بی دلیل علمی [و یا غیر علمی] قرار داد، ولی یه نکته مهم؛ حتی شما هم مصون نیستید. [دِ خب آخه چرا؟!] [علتش اینه که] واژه ای در انگلیسی وجود داره که [همه باهاش آشنایی دارید]، اما بیشتر با معنی متداول اون تا اون معنی که مد نظر منه. اون واژه اینه:

Suggest: To tell a plan to somebody in order to think about it.

اما معنی بسیار مهم دیگه ای هم داره که مکاران و خیانت کاران به بشریت روی اون بسیار کار میکنن:

Suggest: To put an idea into somebody's mind in the way that they believe it without thinking about it.

القا ایده، بدون اینکه تو در موردش حتی فکر کنی.

این کار از متخصصین بر میاد و بهش میگن: Power of Suggestion. ابتدا روی مغز شما به عنوان یه شخص یا یه گروه یا یه جامعه کار میشه، ذهنتون آماده پذیرا شدن ایده ها میشه، بعد ایده القا میشه و براتون تبدیل به یه باور جاودانه میشه. اگه قبول کردید که کشک برای جلوگیری از سرطان خوبه، ببیین چه باور هایی کشک تر از کشک وجود داره که اونها رو بدون دلیل قبول کرده اید.

حالا بریم سر اصل مطلب. از اینجای بحث به بعد از قسمتهایی از نوشته یکی از وبسایت های مذهبی استفاده کردم که سندیت صحبتهایی که اونجا شده رو به کمک یکی از دوستانم که به زبان عربی اشراف کامل دارند رو تایید میکنم. هیچ وقت هم فکر نمیکردم که توی این وبنوشتم حرفی تا این حد مذهبی بزنم، برای دفاع از مذهب. چونکه من خودم چندان مذهبی نیستم، ولی یه سری اعتقاداتی دارم که باید گاهی اوقات باهاشون و گاهی هم براشون اونقدر بجنگم تا بلخره یا من پیروز بشم و باورهام رو تقویت کنم یا باز هم خود خودم روی باورهای گذشته ام خط بکشم و بگم: زرشـــــک! حالا فعلن تا اینجا که اون خود اولیه مرتبن پیروز بوده و من هم نتیجتن باورهام تقویت شدند. بگذریم.

 حدیث تحریفی از امام حسین
در ارتباط با تصویری که گذاشتم، باید بگم که اخیرن مشاهده شده که شخصی، حدیثی از امام حسین رو نقل [و همون طور که در ادامه توضیح میدم تحریف] کرده. ترجمه این شخص را در تصویر میبینید. اگر به متن کتابی که در زیر تصویر آمده رجوع کنید، حدیث از امام تنها همین چند جمله است: "نحن قریش و شیعتنا العرب و عدونا العجم" که ترجمه آن هم واضح است: "ما قریش هستیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم  هستند".

مابقی نوشته ها توضیح حدیث است و جالب است که در اینجا دو اشتباه صورت پذیرفته. در عکس خودتان توجه کنید و ببنید این شخص چه کار کرده. اول توضیح مؤلف را جزء حدیث دانسته. دوم همین توضیح مولف را بد ترجمه کرده. ترجمه صحیح توضیح مؤلف این هست: "عربی که شيعه ما باشد ممدوح و شايسته است، اگر چه عجم و غير عرب باشد و اما عجم (غير عربي) که دشمن ما اهل بيت باشد مذموم و ناشايسته است اگر چه عرب باشد. سوم اینکه خود مؤلف کتاب در مذمت کار خلیفه دوم یعنی عمر مطلبی نوشته و آنرا نکوهش نموده که این شخص این را هم جزء حدیث پنداشته. حال مولف کتاب در مورد عمر چه گفته: "لما ورد سبي الفرس أَراد عمر بن الخطاب بيع النساء و أَن يجعل الرجال عبيد العرب". ترجمه‌: "هنگامي که اسيران ايراني وارد مدينه شدند، خليفه دوم خواست که زنهايشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد".

کاملن مشهود هست که در اینجا کاری از کارهای خلیفه دوم یعنی جناب عمر نقل شده و آن مترجم بی سواد این را جزء نظر امام حسین گرفته! عجب! حالا جالبتر اینکه این آقا دنباله حدیث را نقل نکرده. مولف کتاب در تقبیح بیشتر این کار خلیفه دوم، بیان امام علی به عمر را می آورد: "فقال له أمير المومنين (ع) ان رسول اللَّه (ص) قال أكرموا كريم كل قوم". در اينجا حضرت علی اعتراض کرد که اينکار را نکن و اين حق را نداری) چرا که "رسول خدا فرموده است که بزرگان و گراميان هر قومی را گرامی بداريد".

حالا خلاصه داستان رو یک بار دیگر بهمراه ترجمه صحیح می آورم. بعد با ترجمه یا تحریف اون آقا مقایسه کنید.

امام حسین گفتند: "ما از قریش هستیم و شیعیان ما عرب هستند و دشمنان ما عجم  هستند". حدیث در اینجا تمام میشه و مابقی، حرف مولف کتاب است: "عربی که شيعه ما باشد ممدوح و شايسته است اگر چه عجم و غير عرب باشد و اما عجم (غير عربی) که دشمن ما اهل بيت باشد مذموم و ناشايسته است اگر چه عرب باشد. ادامه سخن مؤلف کتاب (بد نظری خلیفه دوم (عمر) نسبت به عجمها هنگامی که اسيران ايرانی وارد مدينه شدند، خليفه دوم خواست که زنهايشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد). در اينجا حضزت علی اعتراض کرد که اينکار را نکن و اين حق را نداری، چرا که رسول خدا فرموده است که "بزرگان و گراميان هر قومي را گرامی بداريد".

حال به تحریف این حدیث توسط آن شخص دقت کنید. از حسین بن علی: "ما از تبار قریش هستیم و هواخواهان ما عرب و دشمنان ما ایرانی ها هستند. روشن است که هر عربی از هر ایرانی بهتر و بالاتر و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانیها را باید دستگیر کرد و به مدینه آورد، زنانشان را بفروش رسانید و مردانشان را به بردگی و غلامی اعراب بگمارید".

تفاوت کاملن مشخص هست و نیازی به توضیح ندارد.

پيامبر فرمودند: "اگر ايمان در ثريا باشد، مرداني از اين قوم فارس به آن خواهند رسيد".

بغوی نقل ميكند كه در نزد پیامبر از اعاجم سخن گفتم. فرمودند: "من به آنها يا بعضي از آنها بيشتر از شما يا بعضي از شما اطمينان دارم".

1 comments: